خرید بک لینک
کل روز میخندم شادم به همه میگم همه چی درست میشهدلداری میدم همدردی میکنمخودمو مشغول میکنمشب که میشه ساعت از 12 رد میشه کل افکاری که پنهانش کرده بودم بهم هجوم میارنمیخوان منو خرد کنن بهم اسیب بزنناین ساعتا خواب ازچشمام میره و میشم یه روانی در بند انفرادیله میشم ، میشکنم و نشخوار های ذهنی احاطه م میکننو چه اتفاقی میوفته؟دوباره صبح میشم همون ادم شاد وفعال و خونسرد و مجدد روزها وشبهام سپری میشهاین هست که میانگین عمر ماها کم شده چون هرشب یه بار میمیریم [ سه شنبه نوزدهم دی ۱۴۰۲ ] [ 0:20 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1402 ساعت: 14:39

خیلی حرف دارم براتون بزنم ولی ترجیح دادم از ماهلین بگم چند وقت پیش تو گهواره یه خانمی از اسپاسم عضلانی دخترش گفت دیدم عه چه قدر شبیه ماهلینه مراحل تکاملش با کاردرمان درمیان گذاشتم و صحبت کردیم گفت من همون اول که دخترتو دیدم حدس زدم پای راستش دچار هایپرتونی شده ولی ولی ولی دقیقا همینجوری گفت ولی ،خدا خیلیییییییی دوستتون داشته که اینقدر خفیف هست که اصلا دیده نمیشه... فقط خودمون میدونیم یه طرف بدنش دچار شده ولی خیلی خفیف به مرور با تمرین خوب میشه ولی اینو بگم بهت که هیچ وقت از بین نمیره همیشه هست فقط باید کنترلش کرد این مشکل به خاطر افت اکسیژن موقع زایمان اتفاق میوفته اکسیژن بچه که بره اسپاسم عضلانی شکل میگیره برا خیلیا میشه هایپرتونی و یه سری میشن هیپرتونی فرقشون اینه اولی بدن بچه سفت میشه دومی بچه شل میشه وفلج مغزی میشه بابد مجدد دکتر مغز و اعصاب که نوبت داد رو ماه دیگه ببرم نمیدونید چه قدر ناراحتم راه افتاد چند قدم هم راه میره ولی هنوز نمیتونه روی پای راستش بلند شه پاش میمونه زیرش یا با دست راستش نمیتونه چهاردست و پا بره چون ضعیفه نمیدونم چیکار کنم فقط میدونم الان جای خوبی از زندگی نیستم جایی هستم که فقط میگم خدایا خودت به دردم برس [ دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ ] [ 12:7 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 15:23

روزم مبارک امروز تو پارک با یه خانمی صحبت میکردم از زایمان و بچه داری گفتم دیگه حاضر نیستم بچه بیارمبس که زایمان با دیابت و بچه داری و راه نرفتن های ماهلین تو روحیه م تاثیر بد گذاشت دلم نمیخواد دیگه تکرار شه ولی گاهی هم دلم برای کوچک تر بودنش تنگ میشه و همیشه حرفم اینه بازم به عقب برگردم داشتن ماهلین و انتخاب میکنمبا هر سختی بوده من مادرشدن و دوست دارم درسته سخت بود درسته دوست ندارم دیگه تکرار شه ولی دوستش دارمتنها کسی که لحظه های خالی و ساکت زندگیم رو پر کرد ماهلین بود کسی که هر چه قدر بخوام بهش عشق میورزم، بوسش میکنم و هر وقت دلم بغل بخواد بغلش میکنم. کسی که بهم وجودش ارامش میده و از خدا ممنونم که این هدیه رو بهم داد روز همه مادرا مبارک باشه [ سه شنبه دوازدهم دی ۱۴۰۲ ] [ 23:10 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 15:23

ماهلین با تمرین هایی که مربی کاردرمانی داده و تو خونه انجام میدیم کلی پیشرفت کرده دوروز پیش یه تمرینش که خیلی سخت بود و انجام میدادم و گریه میکرد بابام میگفت تو ظلم میکنی در حق بچه ولش کن بالاخره راه میوفته ولی من اهمیت ندادم و تمرینارو ادامه دادم که یه دفعه ماهلین چند قدم برداشت و راه رفت گفتم دیدی اثر داره باید عضلات محکم شه بتونه بایسته راحت بلندشه بشینه راه بره شب یلدا اومدیم با مامان بابام اصفهان خونه مادرشوهرم فامیلا شوهرمم بودن ماهلین هم حسابی وسط اتیش سوزوند. یه دامن توری قرمز با جوراب پفی قرمز تنش کردیم با بلیز و جوراب شلواری سفید و تل هندوانه ای حمید میگفت حسابی بساط چشم خوردن بچمو فراهم کردی یه چیزی که یه مدته ازارم میده وابستگی شدید ماهلین به مامان بابامهلوس داره میشه همش گریه میکنه بره بغلشون دهن و لبشو با لوس شدن کج میکنه که به هدفش برسه خصوصا وقتی اونا نگاه کنن خیلی کارهایی که میخواد درست نیست مثل گوشی و تلویزیون و من چون گوشزد میکنم که نذارید ببینه همیشه بد میشم [ شنبه دوم دی ۱۴۰۲ ] [ 7:47 ] [ مــاه بــــــانو ] [ ]

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: جمعه 8 دی 1402 ساعت: 19:04

به نام خدایی
که دغدغه ی از دست دادنش را ندارم...

نه شــــاعرم،
نه نویســــنده...
خـــط خـــطی مــــی کنم،
تــــا مطمئن شـــوم نـــمرده ام ...
 همـــین !

آشنایی : مــــهر 91
وصال:مــــهر93
ðx9f¤°ðx9fx8f»فندوق:مــــهر1401

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: جمعه 8 دی 1402 ساعت: 19:04

صفحه بندی